ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )
256
شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )
اسمهاى نكوهيده محسوب مىشود . و در آن تقصير نكند كه اين تقصير عجز از سخن گفتن و گرفتگى چهره و بدخلقى و مانند آنها ناميده مىشود كه طرف تفريط نكوهيده مىباشد . بلكه حدّ متوسط ميان آن دو را رعايت كند . اين شخص متوسّط در مزاح و گرفتگى چهره ، ظريف ، معاشرتى ، خندان و خوشرو ناميده مىشود . و چون دانستى كه رأى زنى از مهمترين عوامل به دست آوردن انس گيرى است كه خواستهء مردم مىباشد . مطلوب بودن آن بر تو روشن مىگردد . سپس امام عليه السلام هشدار مىدهد بر اين كه راى زنى و مواظبت بر آن واجب است و هر كارى بدون مشورت انجام شود به درستى و كمال نپيوندد . زيرا كارهايى كه مردم انجام مىدهند يا گفتارهاست و يا كردارها و هر گاه تمامى آنها به امر و اشارهء آن حضرت متوقّف بر مشورت انسان باشد ناگزير بايد وقتى كه مردم را به مشورت دعوت مىكند اجابت كنند . بنا بر اين هر كه راى زنى را ترك كند گرفتار اشتباه مىشود ، چون وسيلهء بزرگى از وسايل فضيلت را كه طلبش لازم است ضايع كرده است . و خطا كار به واقعيت نمىرسد . در نتيجه هر كه مشورت را ترك كند به حقيقت نرسيده اگر چه خود بپندارد كه به حق رسيده است . 2 - هر كه در كارهايش راى زنى را ترك كند در بيشتر كارها و هدفهايش به حقيقت و واقعيّت نمىرسد و چون دچار خطا گردد نكوهش مىشود . و شايد هم گنهكار شمرده شود زيرا بيشتر اوقات شخص مورد مشورت كه خردمند باشد بر همهء فوايد آن كار مورد مشورت مطلع است . و اين آگاهى را يا با تجربه اش به دست آورده يا بر اساس نيروى عقلانى و حدس صائبش به گونه اى كه چنان اطلاعى براى شخصى كه مشورت مىكند » پيش از مشورت « حاصل نمىشود و بيشترين عامل اشتباه اين است كه واهمه آدمى در بيشتر حالات ناگزير است كه به برترى يكى از دو طرف كارى كه انسان در آن ترديد دارد حكم كند و مىخواهد ناگهانى پيش از رجوع به خرد در مورد آن كار به مشورت بپردازد . و در هنگام انديشه و دقّت ، حق در طرف ديگر خواهد بود و چون آن كار را انجام دهد بعد از انجام ، دير يا زود اشتباهى كه مرتكب شده برايش آشكار مىشود . و نيز متوجّه مىگردد كه دور انديشى را ضايع كرده و از هوى و هوسش پيروى كرده است . و بر فرض اگر به خواسته اش دست يابد در عرف خردمندان مصيب شمرده نشود . چون مثل او همچون كسى است كه به راهى پر خوف و خطر برود و از منزلها و مرحله هاى آن